قصه درمانی برای پرخاشگری


نگاهی به بروز پرخاشگری در کودکان :

در سال اول تولد، نوزادان نمی توانند به طور کامل بدن خود را کنترل کنند. اگر چه ممکن است از خود احساس خشم یا بی قراری نشان دهند، اما قصد ندارند کسی را آزار بدهند.

حدود دو سالگی، کودکان بدخلقی و بهانه گیری می کنند. این حالت می تواند شامل زدن دیگران یا حتی خودشان،خراب کردن اشیا و چیزهای دیگر باشد. عصبانیت آنها بر امر خاصی متمرکز نیست. این رفتار در سن چهار سالگی کاهش می یابد. اما رفتار پرخاشگرانه ی کودکان چهار ساله متمرکز تر است و متوجه فرد یا شی خاصی است.

تعویض بشقاب غذایشان، تعویض پوشک آنها، یا شستن موها و صورت، مسواک زدن، رفتن به رختخواب و چیزهایی از این قبیل، عوامل عمده ی طغیان بچه هاست. علاوه بر این ،تمایل به مالکیت، یکی دیگر از مسائل برجسته ی این دوره است. ممکن است وقتی اسباب بازی خاصی از آنها گرفته می شود، عصبانی شوند. اما نمی دانند چگونه چیزی را که می خواهند به دست آورند یا چگونه عصبانیتشان را به شکل مناسبی بیان کنند. بنابراین ، واکنش معمول آنها بدخلقی است.

بهترین راه درمان کودکان پرخاشگر استفاده از مثال ها ،قصه ها ، تکنیک های عملی و رفتاری است و نه توضیحات منطقی.

 

قصه گربه عصبانی (گروه سنی ۵ تا ۸ سال)

در سرزمینی دوردست که خورشید به روشنی می درخشید و پرندگان آوازهای قشنگ سر می دادند،باغ بزرگی بود پر از حیوانات، با شکل ها، اندازه ها و رنگ های مختلف. حیوانات بزرگتر مشغول ساختن لانه یا پیدا کردن غذا بودند. حیوانات کوچکتر هم به آنها کمک می کردند. اما آنها هم برای خودشان کار داشتند. کار آنها بازی کردن بود. اگر به طور اتفاقی از کنار باغ رد می شدید، حتما صدای داد و فریاد و قهقهه ی آنها را می شنیدید و می دیدید که چقدر از بازی با یکدیگر لذت می برند. ممکن بود در گوشه ای از باغ، خوک را ببینید که با فیل کوچولو قایم موشک بازی می کند و در گوشه ای دیگر اسب کوچولو،زرافه کوچولو و اردک کوچولو را که با هم والیبال بازی می کنند. آنها دسته ای از حیوانات شاد و خوشحال بودند.

روزی ، گربه ی کوچکی با خانواده اش به این باغ بزرگ آمدند. همان روز اول، گربه کوچولو به همه جای باغ سر زد تا دوستان جدیدش را ببیند. او توپ بزرگ براقی داشت که هر وقت آن را به هوا پرتاب می کرد یا با پا می زد صداهای خنده داری از آن شنیده می شد. گربه کوچولو در حالی که توپش در دستش بود به این طرف و آن طرف می دوید تا بقیه ی حیوانات کوچک را ببیند. آنها هم کنجکاو بودند که گربه کوچولو را بشناسند.

زرافه با لبخند به گربه گفت : ” بیا با هم والیبال بازی کنیم.” گربه با خوشحالی گفت : ” باشه”. آنها مدتی با هم بازی کردند تا اینکه گرمشان شد و خسته شدند. نشستند و کمی آب خوردند.

بعد از اینکه خنک شدند، زرافه گفت : ” می شه ما با توپ تو والیبال بازی کنیم؟ توپ قشنگیه.” گربه گفت که دوست ندارد کسی با آن بازی کند. زرافه گفت : ” پس اقلا اجازه بده آن را ببینم.” و دستش را دراز کرد تا توپ براق را بردارد. اما قبل از اینکه زرافه آن را بگیرد، گربه با پنجول های تیزش پای زرافه را چنگ زد، زرافه بیچاره شروع کرد به گریه کردن. خراش پایش او را اذیت می کرد. زرافه گفت :” دیگه با تو بازی نمی کنم.” گربه با بی اعتنایی شانه هایش را بالا انداخت و گفت : ” چه اهمیتی دارد. بقیه حیوانات با من بازی می کنند.” بعد هم توپش را برداشت و به خانه رفت.

روز بعد،گربه دوباره با توپ براقش به باغ بزرگ آمد تا با حیوانات دیگر بازی کند. او می دانست که زرافه از او ناراحت است. بنابراین، از زرافه نخواست که با او بازی کند. به جای آن، به اردک گفت: ” می خواهی با من بازی کنی؟”

اردک که دیده بود که چگونه به زرافه چنگ زد،گفت:” نه من نمی خواهم با تو بازی کنم، چون تو به دوستانت پنجول می کشی.”

گربه شانه هایش را بالا انداخت و گفت: ” اصلا مهم نیست، بقیه ی حیوانات با من بازی می کنند.” وقتی که گربه از اسب پرسید که آیا می خواهد با او بازی کند ، او هم گفت نه. بعد گربه پیش فیل رفت و پرسید که آیا می خواهد با توپ براق او بازی کند. فیل و خوک با هم گفتند : ” ما با تو بازی نمی کنیم. چون تو به دوستانت پنجول می کشی.” گربه عصبانی شد. اما هیچ کاری نمی توانست بکند. روزها می گذشت و او حیوانات دیگر را تماشا می کرد که با هم بازی می کردند. خیلی خسته و کسل شده بود. توپ براقش هم هیچ کمکی برای شاد کردن او نمی کرد. آخر وقتی کسی نیست که بشود توپ را برایش انداخت و با او بازی کرد، داشتن توپ براق چه فایده ای دارد. بالاخره به اطراف زرافه و حیوانات دیگر رفت و گفت که از کاری که انجام داده متاسف است. او احساس بدی داشت و دلش می خواست که دوباره بتواند با زرافه و حیوانات دیگر بازی کند. اما زرافه گفت تا وقتی که جغد نگوید که بازی با او کار درستی است، آنها با او بازی نمی کنند.

گربه پیش جغد رفت و همه چیز را برایش تعریف کرد. جغد با دقت به حرف هایش گوش داد و با چشمان گرد و درشتش به گربه نگاه کرد و گفت : ” به نظر می رسد فهمیده ای که کار اشتباهی کرده ای. اما این کافی نیست. حالا باید یاد بگیری که هر وقت عصبانی یا ناراحت شدی چه کار کنی.” گربه با دقت به حرف های جغد گوش می داد، چون واقعا از اینکه زرافه بیچاره را اذیت کرده بود متاسف بود و می خواست با بقیه ی حیوانات دوباره بازی کند. گربه پرسید: ” چه کار باید بکنم؟ ” جغد برایش توضیح داد که بعضی وقت ها از اینکه دیگران کارهایی انجام می دهند که ما دوست نداریم، عصبانی یا ناراحت می شویم . به جای صدمه زدن به آنها می توانیم با آنها صحبت کنیم. می توانیم بگوییم به خاطر کارهایی که انجام داده اند از آنها عصبانی یا ناراحت هستیم. گربه گوش می داد و سر پر مویش را تکان می داد. به نظر می رسید که دیگر یاد گرفته بود. جغد معلم خوبی بود. جغد به او گفت :” حالا تو یک چیز جدید و مفید آموخته ای . برو با بقیه ی حیوانات بازی کن. “

گربه از جغد تشکر کرد و به طرف حیوانات باغ رفت در راه سنجابی را دید که جغد او را فرستاده بود تا گربه را امتحان کند. همین که سنجاب توپ براق را در دست های گربه دید، آن را گرفت و شروع کرد به بازی کردن با آن. گربه عصبانی شد و می خواست به سنجاب چنگ بزند که ناگهان حرف های جغد به یادش آمد. بعد به جای اینکه به سنجاب چنگ بزند به او گفت : ” من عصبانی و ناراحتم که تو بدون اجازه ی من، توپم را برداشته ای. لطفا آن را به من بده.” سنجاب توپ را به او برگرداند و دوید و رفت. جغد که روی درختی نشسته بود ، همه چیز را دید و خیلی از کار گربه خوشش آمد.

منبع : کتاب قصه گویی

۱۲ comments

  • سلام ستیت خیلی خوبیه پسری دارم ۷ ساله که خیلی زود عصبانی می شه و نمی تونه خودش رو کنترل کنه آرامش در حرف زدن نداره کوچکتر بود دقیقا برعکس بود. الان هم کسی رو اذیت یا دعوا نمی کنه ولی اگه از دست کسی عصبانی بشه برخورد می کنه من هم زیاد باهاش حرف می زنم ولی محیط مدرسه هست و هزار جور داستان لطفا منو راهنمایی کنید

    • در پاسخ به سمانه
      با سلام
      کودک شما نیاز به بررسی بیشتری دارد تا زمینه اصلی خشم و عصبانیتش مشخص شود. ولی به صورت کلی بسیاری از کودکان روش برخورد با عصبانیت خود را از والدینشان آموزش می بینند که با آموزش روش های کنترل خشم به کودک و همچنین والدین کودک می توان به او در زمینه کنترل خشم کمک نمود.

  • سلام سایت خیلی خوبی دارید ممنون.آیا میتوانید چند کتاب قصه که برای کودکان افسرده و مضطرب گروه سنی ۱۱-۱۲ ساله مناسب باشه بهم معرفی کنید لطفا ممنون میشم .

  • سلام خسته نباشید من یه پسر دو سال و هشت ماهه دارم.کارمند هم هستم .زیاد وقت ندارم بااون بازی کنم .زمانی هم که میخوام بازی کنم و یا براش قصه بخونم اینکار رو زیاد دوست نداره.بهم میگه که برم سرکار .جیغ میزنه و اسباب بازیهارو پرت می کنه.هرکاری هم میکنم که وسایل خودشو جمع کنه انجام نمیده حتی با کمک هم.لطفامنو راهنمایی کنید

    • در پاسخ به mamak kiarash
      با سلام
      البته باید مشخص شود که زمینه لجبازی کودک دقیقا از کجا ناشی می شود.شماباید بدون اینکه کودک را حساس کنید بازی هایی به صورت غیرمستقیم تر در محیط قرار دهید و خودتان مشغول آن باشید تا کودک کم کم به سمت آن جلب شود.یادتان باشد کودکتان تنها دو سال و هشت ماه سن دارد و نظم را در قالب بازی ها به صورت خوشایند می توان به او آموخت، اصرار در این موارد اوضاع را به سمت لجبازی بیشتر می کشاند. برای آشنایی بیشتر با اصول تربیتی در این سن با مشاورین ما در تماس باشید.

  • سلام من در رایطه با پرخاشکری نوجوانان سنین ۱۳-۱۵ قصه میخوام جون پایان نامه من موضوعش تاثیر اطلاعات شناختی بر روی کنترل خشم دانش آموزان سال سوم راهنمایی است لطفا اگر امکانش هست برام امیل کنید

  • سلام…مرسی از اینکه اطلاعتتون رو در اختیار همه میزارید
    من ی سوال در مورد پسر ۴ سالم دارم
    پسر من بینهایت به ماشین لباسشویی علاقه مند هستش ب طوریکه خونه خودمون یا هرجای دیگه ک ماشین لباسشویی موجود باشه کلی گریه میکنه ک براش روشنش کنیم…این علاقشم از ۲ سال پیش هستش و هنوز کمرنگ نشده!!!!
    البته این فکر بوجود نیاد ک وسواس داره…نه اصلا…فقط ب علاقش برمیگرده..از طرفی وقتی من جواب مثبت نمیدم ب خواستش خیلی زیاد ناراحت میشه گریه میکنه سرشو میکوبه ب زمین و خلاصه هم منو خیلی اذیت میکنه و هم خودش رو
    جدیدا خیلی اصرار میکنه ک من براش یک لباسشویی اسباب بازی بخرم…خواستم بدونم بخرم یا اینکه نه؟؟
    اگر راهنمایی کنین من رو ک چطور میتونم این فکر و علاقه رو از سرش بیرون کنم ممنون میشم
    واقعا خیلی اذیتمون میکنه

    • با سلام
      باید نحوه ی ارتباطی کودک مشخص تر شود تا مشخص شود این علاقه از کجا ریشه می گیرد. ولی به صورت کلی شما می توانید یک لباسشویی اسباب بازی برایش بخرید و آن را جذاب تر نشان دهید و سایر سرگرمی های و بازی های را برایش بیشتر و جذاب تر کنید.

  • باسلام خدمت شما عزیزان .
    درسا ۵سالشه اگر من بخوام برای مثال این داستان رو براش تعریف کنم نمی تونه ۱۰دقیقه روش تمرکز کنه یا سوال میپرسه یا داستان رو جوری که دوست داره ادامه میده خلاصه این که نمیتونم زیاد متمرکزش کنم .
    سر بازیهایی مثل خاته بازی وهمه ی بازی ها هم ثبات نداره وبیشتر دوست داره ریخت وپاش کنه تابازی به نظرتون من چه کار کنم.با تشکر

    • با سلام
      اینکه دوست دارد خودش داستان را ادامه دهد خوب است و باعث افزایش خلاقیتش می شود. ولی به صورت کلی برای کمک به افزایش تمرکز و توجه درسا می توانید به قسمت بازی درمانی سایت مراجعه فرمایید و از بازی ها استفاده نمایید.

پاسخی دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


− هشت = 1

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>