چگونه اضطراب کودکان را کم کنیم؟

اضطراب در کودک

بسیاری از کودکان امروزی دچار اضطراب و آسیمگی هستند و مسلما برای والدین آنها بسیار دردآور است ببینند فرزندشان از موضوعی ناراحت یا نگران است.

اگر فرزند شما هم این مشکل را دارد، می توانید با راهکارهایی که در ادامه توضیح داده ایم، به آنها کمک کنید.

ابتدا باید به استرس های اخیر او توجه کنید. ببینید ناراحتی و نگرانی کودک در نتیجه چه چیزی بوده است. به طور مثال، رفتن به مدرسه جدید، متولد شدن خواهر یا برادر کوچک تر یا نداشتن رابطه نزدیک با اطرافیان. اگر عادت دارید بالای سر کودک می ایستید و با او صحبت می کنید، بهتر است زانو بزنید تا هم قد یکدیگر شوید و سپس در مورد مشکلاتش از او سوال بپرسید.

شاید فرزند شما مثلا مشکل لوزه دارد و باید عمل شود و این جراحی باعث هراس او شده است و خشم خود را سر مسایل دیگر خالی می کند. یا غمگین و هراسان می شود و در خود فرو می رود.

هنگام کمک به کودکان برای نداشتن استرس، نباید او را مجبور کنید که هنگام صحبت با شما نباید نگران  چیزی باشد. این نوع مکالمه می تواند احوال او را بدتر از پیش کند. بهتر است از روش «شنیدن فعال» استفاده کنید: هنگامی که کودک با شما صحبت می کند مستقیما به او نگاه کنید، حرف های او را درک و سپس به روش خودتان، حرف هایش را برای او تکرار کنید. به طور مثال، «من تصور می کنم قرار ملاقات فردا با دکتر باعث شده تا عصبی بشوی.»

حتما در نظر داشته باشید که شما باید مشکل فرزند خود را درک کنید و هرگز نباید او را تحقیر کنید. در ضمن، باعث افزایش احساس ترس او هم نشوید. به طور مثال، اگر فرزند شما برای ایفای نقش خود در تئاتر مدرسه دچار اضطراب شده است، شما نباید با گفتن اینکه همه والدین بچه ها هم در سالن حضور دارند و او را تماشا می کنند، به ترسش دامن بزنید. یا مثلا هنگامی که عصبی و بی حوصله است از او نخواهید تا دیالوگ نقش خود را برای شما از حفظ بخواند. این کارها این احساس را به کودک منتقل می کنند که شما متوجه شده اید او ترسیده است و این مساله برای کودک چندان خوشایند نیست.

والدین نباید از موقعیت هایی که موجب هراس و اضطراب کودکان می شود، دوری کنند. به طور مثال، برخی از کودکان از عروسک های بزرگی که جلوی فروشگاه ها یا رستوران ها می ایستند و تبلیغ می کنند، می ترسند. مادر و پدر این کودک نباید او را فورا از محل دور کنند، بلکه باید دست فرزند خود را بگیرند و با هم نزدیک آدمی شوند که لباس مثلا خرس یا خرگوش پوشیده است. وقتی کودک در کنار شما باشد و مطمئن شود از او محافظت می کنید با اضطراب کمتری به عروسک نزدیک می شود و شاید پس از چند دقیقه همه نگرانی او از بین برود.

یکی دیگر از روش های مقابله با اضطراب کودکان، حرف زدن در مورد نگرانی ها است. به طور مثال، اگر فرزند شما نخستین روز مدرسه اش است و اضطراب و ترس زیادی دارد، با او در مورد محیط مدرسه صحبت کنید. در مورد اتفاق هایی که ممکن است برای او پیش بیاید حرف بزنید و روش کنار آمدن را نیز به او آموزش دهید. همچنین، به او بگویید در مدرسه دوستان جدید بسیاری پیدا خواهد کرد و لحظه های شادی خواهد داشت.

باید به این نکته توجه داشته باشید که هدف شما کم کردن اضطراب و نگرانی در فرزندتان است و نباید ترس های او را از پایه و اساس سرکوب کنید.

اگر اضطراب کودک شما زیاد است، بهتر است با روانشناس یا پزشک کودکان مشورت کنید.

منبع:bartarinha.ir

۴ comments

  • با سلام وخسته نباشید خدمت شما
    من یک دختر ۸ ساله دارم که فوق العاده حساس است خیلی فکر و خیال میکنه مثلا اگر کسی چیزی بهش بگه انقدر به آن فکر میکنه و ذهنش رو در گیر میکنه که دایم به من میگه نیمدونم چه جوری این مشکل رو از ذهنم دور کنم مثلا چند روز پیش دخترم رو پیش دوستش برده بودم دوستش بهش گفته بود که برو توی خیالات خودت با ذهنت حرف بزن مثلا چندین سیندرلا در ذهن خودت تصور کن دخترمن هم اونقدر به این قضیه فکر میکرد که هر کاری میکرد نمیتونست از ذهنش پاک کنه نصف شب بلند میشد گریه میکرد و میگفت تو ذهنم همش ۱۰۰۰ تا سیندرلا میاد چکار کنم نمیتونم از ذهنم پاک کنم یا هر حرف دیگه ای هم حتی برای آروم کردنش بهش میگفتم بدتر میشد لطفا راهنماییم کنید ممنونم

    • در پاسخ به آتنا
      با سلام
      البته نیاز است کمی ریشه ای تر به این مسیله پرداخت ولی به صورت کلی امکان دارد این حالت نوعی از وسواس فکری در کودک باشد که ریشه اضطرابی داشته باشد. به هر حال نیاز است کودک به صورت درست و اصولی محتوای این نوع افکارش را شناسایی کند و از آنها نترسد زیر نظر یک متخصص… درمانها در این زمینه دو دسته می شود یکی تکنیکهای کمک کننده در زمان فشار افکار و دیگری یک سری درمانهای زمینه ای تر و بررسی محیط تربیتی کودک و مسایلی از این دست… برای مشاوره دقیق تر با خطوط کودک فردا در تماس باشید…

  • لام شما رو به خدا کمکم کنید دخترم یک سال و یک ماهشه به شدت به من وابسته ست طوری که حتی لحظه ای حاضر نیست از بغل من پایین بیاد .خیلی از صداهای اطراف میترسه مثل بوق ماشین صدای پرنده ها صدای آبگرمکن و جارو ….محیط خونمون آرومه من اغلب برای اینکه این صداها زیاد اذیتش نکنه تلویزیون روشن میکنم ولی تا صدای در یا زنگ تلفن میاد با اضطراب میپره بغل من و میترسه . خیلی خیلی کلافه شدم فکرشو بکنید حتی دو دقیقه نمیتونم زمین بذارمش چون شدید گریه میکنه وبه ام میچسبه تا بغلش کنم هم کمر درد گرفتم هم دارم افسرده میشم

    • در پاسخ به مانا رسولی
      با سلام
      مادر عزیز سعی کنید کم کم کودکتان را با صداهایی که از آنها ترس دارد در طی بازی آشنا کنید مثلا بازی با تلفن و کم و زیاد کردن صدای آن یا جا رو برقی،البته این کار را باید بسیار آهسته و با حوصله انجام دهید در غیر این صورت باعث بیشتر شدن ترس کودک می شوید.چسبیدن کودک شما به شما در این سن غیر طبیعی نیست، سعی کنید با انجام دادن بازی دالی موشه کودکتان را کم کم متوجه کنید که دیده نشدن شما به معنی نبودتون نیست،بیشتر با او صحبت کنید و برایش بیشتر شعر بخوانید.

پاسخی دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× شش = 24

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>